من خواب می بینم بمبی هسته ای مرا می بوسد
تکه پاره می شود خوابم با جیغی بلند و ممتد تا ماه
سرم در گوری و فریاد مردگانی سوخته و ناشناس
خوابم در خواب دیگری کابوس می شود و من گریان
رگ هایم کبود و آسمان تیره و تار که همه مرده اند
به دلخواه هسته ای ناز شست انگشتان مردی بیگانه
من خواب می بینم بمبی هسته ای را می بوسم


